تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
وب سایت بچه‌های آتش
بچه های آتش

دوستی از من به من نزدیک تر

پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود ،اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
… هر چه میپرسیدم از خود از خدا
از زمین از اسمان از ابر ها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت میکند

نوشته شده: چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

پولم به ته رسیده

دست از تو برندارم تا خرجی ام برآید

یا من رسم به پول و یا پیرمن برآید

بگشای جیب بنده، بعد از وفات و بنگر

کز پشّه های تویش، بوی لجن بر آید

قولی بده که خَلقی، انگشت بردهانند

بگشای لب که فریاد، از مرد و زن برآید

عید آمدست و رفتست، پولم به ته رسیده

بشتاب تا که مهمان باز از خُتَن برآید

از حسرت کباب و، میگوی تُرد و تازه

با جیب خالی من، آب از دهن برآید

گویند ذکر و خیرش در خیل کارمندان

هرکس که قرض و قسطش، آژیرزن برآید

یارانه را بگیرم، دیگرچه چیز خواهم؟

ار سهم من نباشد، جان از بدن برآید

نوشته شده: پنجشنبه 28 فروردین 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

حرفش را نزن

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو

راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی

گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی

این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من

عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن

عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند

عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن

حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

نوشته شده: جمعه 22 فروردین 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

گرفتن یارانه عمر را کم می‌کند!

برنامه‌های صدا و سیما در خصوص انصراف از دریافت یارانه هر لحظه شکل هجومی‌تری به خود می‌گیرند.

 احسان پیربرناش در ادامه طنز خود در قانون نوشت: در برنامه‌های اولیه انصراف از دریافت یارانه صرفا یک پیشنهاد بود اما رفته رفته حالت جدی‌تری به خود گرفت تا اینکه شب گذشته تقریبا به جای خواهش تهدید می‌کردند. کار به جایی رسیده بود که مرتضی حیدری در حالی که لبخند کمرنگ همیشگی‌اش را روی لب داشت، از زیر میز دو انگشتش را به شکل هفت‌تیر به مردم نشان می‌داد و در همین لحظه برق شیطنت‌آمیزی روی دندان‌های او به نمایش گذاشته می‌شد.

در خصوص ابزار ساخت چنین برنامه‌هایی حرف زیاد است؛ مثلا اگر در ینگه دنیا ابزارهایی چون جاستین بیبر یا لیدی گاگا در دسترس هستند، ما اینجا به دلیل فشار تحریم‌ها چیزی بهتر از عادل فردوسی‌پور برای ارائه نداریم. به‌عبارتی در این کسادی بازار عادل برای خودش دافی است، منتها به شکل ضعیف شده‌اش.

با همه این توضیحات اما ما ظاهرا چاره‌ای نداریم جز اینکه تحت تاثیر مرتضی حیدری قرار بگیریم و این خودش کم دردی نیست. با این وجود اما صداوسیما برای دریافت چهل و پنج هزار تومان پول چنان حیثیتی از ما در دنیا برده است که بعد از این بدون شک دیگر هیچ ایرانی روی خارج رفتن ندارد. قطعا از این به بعد به هر کشوری که سفر کنید خارجی‌هایی را خواهید دید که شما را با انگشت نشان می‌دهند و پچ‌پچ‌کنان می‌گویند: «اوه اوه، آدم یارانه خورها اومدن!»

در این برنامه‌ها انواع و اقسام راه‌هایی که شما می‌توانید انصراف خود را اعلام کنید آموزش داده می‌شود، که راحت ترین راه این است که هیچ کاری نکنید؛ یعنی شما اگر هیچ کاری نکنید نشاندهنده این است که یارانه نمی‌خواهید و به جمع علاقه‌مندان به چرخه تولید می‌پیوندید اما اگر یارانه بخواهید... خدا آن روز را نیاورد.

-سلام جناب حیدری؛ بنده به رغم تموم آموزش‌هایی که دادید تمایلی به انصراف ندارم و یارانه‌ام رو می‌خوام.

حیدری سری به نشانه تاسف تکان می‌دهد و می‌گوید: آیا می‌دانید افرادی که یارانه می‌گیرند دست کم سی سال کمتر از آدم‌هایی که یارانه نمی‌گیرند عمر می‌کنند؟

نوشته شده: پنجشنبه 21 فروردین 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

ایثار اقتصادی

ایثار اقتصادی

 آیا میدانید در صورت موفق بودن حرکت اجتماعی ملت ایران در جهت انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه نقدی چه موفقیت بزرگی برای ملت فهیم ایران به ارمغان خواهد آورد.
 
الف. اظهار اعتماد مردم به دولت
ب. عدم نیاز دولت به تجسس در حریم خصوصی افراد
ج. نمایش توان اجتماعی و فرهنگی ملت ایران در مقابل دیدگان دنیا
د. کمک به شکوفایی اقتصاد تولید محور و مولد
ذ. کمک به ارتقای سطح معیشتی افراد نیازمند و اقشار ضعیف جامعه
ر. کاهش نقدینگی عمومی و به تبع آن کاهش تورم
و هزاران مزیت دیگر...

پس هموطن عزیز بیاییم در صورت عدم نیاز به دریافت یارانه با ایثار از حق خود بگذریم و به اندازه یک ریال هم که شده در جهت کمک به هموطنان نیازمند و همچنین ایجاد ایرانی آباد و سربلند که همانا بجای مانده از نیاکان ماست، ما نیز همانند بزرگانی چون کورش، زکریا، ابن سینا، حسابی، شهدا و ... در جهت اعتلاء نام ایران این بار در جبهه اقتصاد سهیم شویم.


کمپ ین انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه نقدی
عباس صمصامی

نوشته شده: پنجشنبه 21 فروردین 1393    | توسط: مدیر سایت    |    | نظرات()

دلایل تنوع‌ طلبی جنسی بین همسران چیست؟

غافل از این که اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی در گذشته بدتر از اینها بوده است، اما در آن زمان زندگی ها پابرجا تر بود و قداست و استحکام بیشتری داشت، اما تنها چیزی که در گذشته نبود و در این دوران به چشم می خورد، حضور ماهوارهها و اینترنت است که به آهستگی و با ملایمت با دلبری های خلاقانه روی یکی از نیازهای حساس انسان ها سایه افکنده و منجر به ایجاد حس پرشوری به نام تنوع طلبی جنسی در هر دو جنس زن و مرد شده است. اما این تنوع طلبی جنسی چیست و چه عللی دارد که بر آمار خیانت، فحشا، طلاق و مشکلات جنسی افزوده است؟

تحقیقات نشان داده است چشم چرانی، تماشای فیلم های محرک جنسی، دیدن تصاویر شهوت انگیز، مشاهده فیلم های مبتذل، پوشش و آرایش نامناسب و تحریک کننده در جامعه، دیدن روابط جنسی وحشیانه، غیربهداشتی و خلاف واقع که اجرای آن خارج از توانایی زوجین و به نوعی ناتوان کننده است و همچنین مشاهده سریال های خیانت آمیز برخی شبکه های خارجی که سبب کاهش و کمرنگی قبح و زشتی روابط نامشروع می شود، از مهم ترین عواملی است که بر تنوع طلبی جنسی زنان و مردان جامعه ما دامن زده و در پی آن انتظارات جنسی زوج ها را از یکدیگر بالا برده و رسیدن به لذت و ارضای طبیعی جنسی را با مشکل مواجه کرده و در نهایت خیانت سپس طلاق از پیامدهای منفی آن است.

خانم ایمان نژاد، کارشناس ارشد روان شناسی ریشه اصلی تنوع طلبی جنسی بخصوص در مردان را نرسیدن به ارضای کامل جنسی عنوان می کند و می گوید:

نوشته شده: دوشنبه 11 فروردین 1393    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نظری بر طرح "روز آبپخش"

در پی پیشنهادی خلاقانه از سوی 2 تن از اعضای شورای شهر آبپخش(آقایان صمصامی و عباسی) مبنی بر انتخاب یک روز از تقویم به عنوان "روز آبپخش" و همچنین درخواست این عزیزان جهت بررسی نقاط ضعف و قوت طرح پیشنهادی ارائه شده بر آن شدم تا نظر خود را در این خصوص به نگارش در آورده و گامی هر چند کوچک را در جهت کمک و همراهی با طرح "روز آبپخش" برداشته باشم امید آنکه موثر واقع گردد.

لازم به ذکر است پیشنهاد ارائه شده دارای دو جنبه مثبت و منفی می‌باشد که ابتدا به نکات مثبت طرح و سپس به نکات منفی پرداخته و در انتها نیز پیشنهاد خود را در راستای تکمیل هر چه بهتر طرح ارائه خواهم نمود.

نقاط قوت:

1-       انتخاب یک روز در سال به عنوان روز آبپخش به ایجاد وحدت بین اهالی و هویت بخشی بیشتر کمک شایانی خواهد نمود.

        2-       توجه به اندیشمندان و بزرگان شهر در طرح بخوبی لحاظ شده است.

        3-       توجه ویژه به سابقه مبارزاتی و انقلابی شهروندان، شهدا، تاریخ، فرهنگ و هویت شهروندی از نقاط بارز این طرح می‌باشد.

        4-     گنجاندن برنامه‌های پیشنهادیی چون برپایی نمایشگاه "آبپخش شناسی"، نمایشگاه کشاورزی، خرما و صنایع دستی

        5-       توجه به چهره فرهنگی شهر و انتخاب شخصیت سال

               ...

همه و همه از نقاط قوت و دقت نگارنده در توجه به تمام ابعاد محتوایی طرح می‌باشد. اما این طرح تنها در بخش انتخاب روز مناسب بنا به دلایل ذیل دچار نقصان و عدم توجه کافی می‌باشد.

 نقاط ضعف:

       1.        روز پیشنهادی 10 دیماه می‌باشد. همانطور که میدانیم ابتدای دیماه جز سردترین روزهای سال بوده و ابتدای چله می‌باشد، نظر به اینکه شهر آبپخش دارای سرمایی خشک و استخوان سوز می‌باشد برای مدعوین و حتی خود  شهروندان روزی آرمانی از لحاظ شرایط آب و هوایی نخواهد بود.

        2.         دیماه ماه‌ی خشک و بدون حاصل در بخش آبپخش است لذا این خشکی سنخیتی با نگین سبز جنوب ندارد.

        3.        در طرح دلیل خاصی برای انتخاب 10 دیماه به عنوان روز آبپخش اعلام نشده است.

       4.        از تمام روزهای مطرح شده در ابتدای طرح چشم پوشی شده شده، مثلا روز نامگذاری شهر آبپخش و یا روز وحدت 3 محله بدون هیچ توجهی فقط نام برده شده و در انتها بدون ذکر دلیل روز 10 دیماه به عنوان روز آبپخش معرفی شده است.

 پیشنهاد:

1. با توجه به شرایط آب و هوایی استان، برای انتخاب "روز آبپخش" محدوده زمانی نیمه دوم بهمن ماه تا نیمه اول اسفند بهترین شرایط آب و هوایی را دارا می‌باشد. از (15 بهمن ماه تا 15 اسفند)

2. در محدوده زمانی پیشنهادی سرسبزی زمین و رویش گلهای بهاری به واقع آبپخش را نگین سبز جنوب معرفی می‌کند.

3. این زمان از سال، به دلیل عدم وجود مشغولیت کشاورزان در نخلستان بهترین موقع سال از لحاظ فراغت اهالی می‌باشد.

4. در بازه زمانی پیشنهادی پنیر نخل که یکی از سوغاتی‌ها و خوردنی‌های منطقه می‌باشد دارای بهترین شرایط عرضه می‌باشد.

5. به دلیل شرایط آب و هوایی بهترین زمان برای جذب گردشگر و توریسم، و همچنین برگزاری نمایشگاه خرما و معرفی محصول کشاورزان می‌باشد.

6. با توجه به موارد فوق 3 روز را خدمت عزیزان پیشنهاد می‌کنم:

 

  •         17 بهمن ماه:

1- در ایامی واقع گردیده که بدلیل تداخل با ایام دهه فجر جز روزهای شاد مردم ایران می‌باشد.

2- با توجه به (12 مهرماه) روز وحدت 3 محله و (5 دیماه) روز تبدیل آبپخش به شهر: روزهای5 و 12 از هر دو مناسبت عدد 17 حاصل می‌شود  12+5=17

3- مهرماه(7) و دیماه(10) که باز هم حاصل جمع عدد 17 بدست می‌آید.

  •        3 اسفند ماه:

1- بدلیل وحدت 3 محل

2- عدد 3 از حروف ابجد آب بدست می‌آید که کلمه آب نشان از آبادانی داشته و دلیل اول تشکیل شهر آبپخش است. (الف=1 و ب=2)

3- انتخاب ماه اسفند به دلیل اینکه ماه 12 سال می‌باشد و از 12 مهرماه روز وحدت 3 محل اقتباس شده است.

  •         5 اسفند ماه:

1- عدد 5 بدلیل 5 دیماه روز تبدیل آبپخش به شهر

2- 12 منهای مهرماه(7) که به عدد 5 ختم می‌شود.

3- 5 منهای دیماه(10) که به عدد 5 ختم می‌شود.

  7.    با توجه به موارد ارائه شده پیشنهاد نهایی و شاید بهترین گزینه از نظر اینجانب 3 اسفندماه می‌باشد.

امید آنکه این نکات بتواند در جهت انتخاب بهترین روز به عنوان "روز آبپخش" کمکی کرده باشد. در پایان باز هم از پیشنهاد ارزنده آقایان صمصامی و عباسی تشکر می‌نمایم.

 

عباس صمصامی

نوشته شده: سه شنبه 20 اسفند 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

خواص و عوام

بیانات رهبر انقلاب

...مردم با یك دید با یك برش به دو قسم تقسیم می‌شوند. یك قسم كسانی كه از روی فكر و فهمیدگی و آگاهی و تصمیم گیری كار می‌كنند؛ یك راهی را می‌شناسند و دنبال آن راه حركت می‌كنند، خوب و بدش را كار نداریم -یك قسم این ها هستند- اسم اینها را خواص بگذاریم.
یك قسم هم كسانی هستند كه نه، دنبال این نیستند كه ببینند چه راهی درست است، چه حركتی صحیح است؛ بفهمند؛ بسنجند؛ تحلیل كنند، درك كنند. می‌بینند كه جو این طوری است، دنبال آن جو حركت می‌كنند. اسم این را بگذاریم عوام. پس جامعه را می‌شود به خواص و عوام تقسیم كرد.
حالا دقت كنید، من نكته‌ای را درباره این خواص و عوام بگویم كه اشتباه نشود. خواص چه كسانی هستند؟ ایا قشر خاصی هستند؟ نه، در بین این هایی كه ما می‌گوییم "خواص"، آدم‌های باسواد هم هست، آدم‌های بی‌سواد هم هست، گاهی كسی بی‌سواد است؛ اما جزء خواص است؛ می‌فهمد كه چه كار می‌كند. از روی تصمیم گیری و تشخیص عمل می‌كند، ولو درس نخوانده و مدرسه نرفته است؛ مدرك ندارد، لباس روحانی ندارد، اما می‌فهمد كه قضیه چیست.

2 خرداد 75
در جمع فرماندهان  لشكر 27 حضرت رسول

نوشته شده: چهارشنبه 14 اسفند 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مهمترین علل مرگ‌های غیرطبیعی ایرانیان

مرگ‌های غیر طبیعی که در اصطلاح عامیانه به آن "اجل معلق" هم گفته می‌شود سالانه جان بسیاری از ایرانیان را می‌گیرد و نگاهی به علل وقوع آنها بیانگر این است که راه‌های زیادی برای پیشگیری و کاهش احتمال وقوع آن وجود دارد.

همه ساله، در میان متوفیان افرادی هستند که به دلیل آنچه که مرگ غیرطبیعی خوانده می‌شود، جان خود را از دست داده و اصطلاحا کشته شده‌اند، مهم‌ترین علل کشته شدن شدن ایرانیان چه بوده است؟

به گزارش ایسنا، در میان علل مختلفی که برای مرگ افراد اعلام می‌شود، علت‌های وجود دارد که در گروه مرگ‌های غیرطبیعی دسته بندی می‌شود، مرگ‌هایی که قابل پیش‌بینی نبوده و دلیل پزشکی نیز نمی‌توان برایش یافت.





مرگ‌های غیر طبیعی که در اصطلاح عامیانه به آن "اجل معلق" هم گفته می‌شود سالانه جان بسیاری از ایرانیان را می‌گیرد و نگاهی به علل وقوع آنها بیانگر این است که راه‌های زیادی برای پیشگیری و کاهش احتمال وقوع آن وجود دارد.

بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی از ابتدای سال 92 تا پایان آذر ماه تصادف‌، سوء مصرف مواد مخدر و مسمومیت اعم از دارویی و گازگرفتگی درصدر علل مرگ‌های غیرطبیعی ایرانیان بود و نگاهی به این آمار در مدت مشابه سال قبل نیز حاکی از این است که مرگهای غیرطبیعی با همین رده بندی و ترتیب به سراغ بسیاری آمده است.

موضوع دیگر اختلاف چشمگیر آمار کشته شدگان حوادث رانندگی با دومین علت مرگ ‌های غیرطبیعی یعنی سومصرف مواد مخدر است به طوری که تنها در 9 ماهه امسال ، 14هزار و 475 تن در تصادفات رانندگی جان خود را از داده‌اند و سومصرف مواد مخدر در همین مدت 2164 قربانی گرفته است.

پس از سوءمصرف موادمخدر ، مسمومیت‌های دارویی و گازگرفتگی ، سوختگی و سقوط از بلندی به ترتیب با 1829، 1464 و 1376 قربانی در جایگاه سوم تا پنجم علت مرگ‌های غیر طبیعی ایرانیان قرار گرفته است.

غرق شدگی، سلاح سرد و برق گرفتگی نیز به ترتیب با 964، 606 و 605 مورد در رده‌های ششم تا هشتم قرار گرفته‌اند.

این آمار در مدت مشابه سال 91 نیز با همین رتبه‌ها تکرار شده است.

نوشته شده: شنبه 3 اسفند 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

چرا فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان نباید متوقف شود؟

«آیا اهمیت برخورداری کشورمان از دانش و فناوری هسته‌ای در حد‌و اندازه‌ای هست که با هزینه‌های آن نظیر تحریم‌های اقتصادی برابری کند؟ و مگر فعالیت هسته‌ای در پیشرفت و توسعه و زندگی مردم چه نقش برجسته‌ای دارد که بهای سنگین آن قابل پذیرش باشد»؟!

لینک کامل مطلب

نوشته شده: چهارشنبه 30 بهمن 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

مراقب حرف های 18+ هنرمندان باشید!

استان نیوز- اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم به خوبی و خوشی برگزار شد. به همین خاطر گفتگویی داشتیم با یکی از مسئولان؛ گفتنی است این مسئول از ما قول گرفت که حتما نامش را در سایت "فرهنگ نیوز" بنویسیم، اما ما برای گرفتن حالش اصلا این کار را نمی کنیم!

- آقای مسئول! در افتتاحیه این جشنواره یکی از هنرمندان در پشت تریبون از بهروز وثوق و فردین تقدیر کرد! این جشنواره فیلم فجر بود یا جشنواره تقدیر از بازیگران طاغوتی؟!

به سئوال خوبی اشاره کردید! ببینید! برخی مواقع پیش می آید که انسان جوگیر می شود! به شما هم یک تریبون بدهند و بگویند جلوی آن همه آدم صحبت کن و بدانی که از شبکه نمایش هم پخش مستقیم می شوی، جوگیر می شوی و احتمال دارد هر حرفی بزنی! بعدش هم؛ خود ایشان هم بعد از یکی دو روز اعتراف کرد که جوگیر شده است! جو است دیگر، یکهو انسان را می گیرد!

دلیل اینکه اختتامیه 50دقیقه با تاخیر آغاز شد چی بود؟! نکند باز هم دعوا بر سر مجری بود؟!

راستش در تهیه مرغ دچار مشکل شدیم! تا یکی یکی مرغ پیدا کردیم و سی سی تا در سبدقرار دادیم تا سیمرغ شود، طول کشید! البته از همینجا تشکر می کنم از آن دسته از هنرمندانی که مرغ های سبدکالاشون رو به ما هدیه کردند تا بتونیم زودتر سیمرغ هامون رو تهیه کنیم!

- این سئوال ذهن برخی بیننده های تلویزیونی رو به خودش مشغول کرده که چرا چهره 90درصد خانم های حاضر در جشنواره از جلو نشون داده نمی شد؟!

* آخه اینهم شد سئوال؟! ببینید! اصلا و ابدا این مورد به این خاطر نبود که خدایی ناکرده حجاب این خانم ها دچار مشکل بوده! خیر! اصلا! اینها همشون الگوهای مناسبی برای جوان های ما هستن! ... متاسفانه در این جشنواره خانم "فراندا لیما" بدون هماهنگی نمی دانیم چطور وارد اختتامیه شد و کارگردان فیلم هم اشتباهی هی ذوم می کرد روی چهره ایشان! ما هم مجبور می شدیم سانسورش کنیم!

آقای مسئول! چرا مجری و برخی از هنرمندها اینقدر اصرار داشتند بگویند حالمان خوب است و قبل از این در این 8سال حالمان خوب نبوده؟!

باز هم به سئوال خوبی اشاره کردید! ببینید! من آمار چندتن از دوستان هنرمند را دارم. آنها هفت هشت سال پیش سرماخورده بودند و چون هنرمندجماعت روحیه حساسی دارد و کلا از آمپول می ترسد؛ در نتیجه به دکتر مراجعه نکردند و طی این سالها سعی بر خوددرمانی کرده بودند که متاسفانه کارساز نبود! خوشبختانه با تدبیر دولت به آنها سبدکالا تعلق گرفت و با خوردن برنج هندی و پنیرهای نسبتا چرب(!) سرماخوردگی یشان خوب شد!

دلیل اینهمه تقدیر و دیپلم افتخار علاوه بر سیمرغ ها چه بود؟! یکم جایزه های امسال زیاد نبود؟!

شما هنرمندجماعت را نمی شناسید! اینها انسان هایی بسیار احساساتی هستند! نمی بینید تا می گویی بالای چشمت ابروست، فشارشان می افتد و دیگر بیخیال فیلم سازی می شوند و وقتی هم می پرسی چرا فیلم نساختی می گویند: "حالمان خوب نبوده!"خب ما هم با شناختی که از هنرمندان عزیز داشتیم سعی کردیم طوری جایزه ها را تقسیم کنیم که سر کسی بی کلاه نمانده و از دست ما عصبانی نشوند!

-نظر شما در مورد اینکه مهرجویی گفته است: "منتقدان من خر هستند." چیست؟!

باز هم تکرار می کنم! هنرمندجماعت روحیه حساسی دارد! نباید از او انتقاد کرد! هر چه ساخت بایستی بگویی: "به به!"، و تا می توانی بودجه دولتی بکنی توی حلقش! وقتی شما به روحیه حساس هنرمندان فشار می آورید نتیجه همین می شود! او هم از کلمه "خر" استفاده می کند!از همین فرصت هم می خواهم استفاده کنم و بگویم: "آن آقایی که انتقادپذیر بود دیگر رفته است!"، شما هم لطفا دیگر به هنرمندجماعت گیر ندهید! اینها اعصاب درست و حسابی ندارند، یکوقت دیدی حرف های مثبت هجده زدندها!

-چند روز پیش هم خانم رخشان بنی اعتماد گفته بود: "از مادر زاییده نشده کسی که نگذارد فیلم بسازم." نظر شما در این مورد چیست؟!

* هنرمندان ما در این سال ها متوجه شده اند دلیل اینکه فیلم هایشان مورد اقبال مردم قرار نمی گیرد، مردمی نبودن فیلم هایشان است! خانم بنی اعتماد هم گویا سعی داشته اند ادبیاتشان را شبیه مردم عادی کنند! و به همین خاطر چند هفته ای بین مردم عادی رفته و با آنها صحبت هایی داشته اند! البته به نظر می رسد ایشان کمی زیاده روی کرده اند، زیرا یکهو رفته اند چاله میدان! و ادبیات این روزهای ایشان نیز حاصل این اشتباه لپی است!

و آقای عطاران هم که گفته اند: "حاضرم برای خنداندن مردم شلوارم را هم پائین بکشم." در این مورد هم نظری دارید؟!

* این جمله اوج از خودگذشتگی این هنرمند بزرگ رو نشون میده! همونطور که گفتم هنرمندها خیلی حساس هستند و تحمل دیدن ناراحتی یک نفر رو ندارن! وقتی می بینن طرف ناراحت هست هر طور شده سعی می کنن بخندوننش! البته بین خودمون باشه، من خودم هم هنوز متوجه نشدم واقعا چرا عطاران فکر می کنه با این کارش مردم بهش می خندن؟!

و به عنوان جمله پایانی حرف خاصی دارید بزنید؟!

امیدوارم بیش از پیش از هنرمندهای کشورمون حمایت بشه تا بتونن بیش از بیش در بالا بردن فرهنگ مردم کشورمون گام بردارند!

* شرلوک هولمز

نوشته شده: یکشنبه 27 بهمن 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

نامه علیرضا قزوه به رئیس اتحادیه پنچرگیران غرب کشور!

علیرضا قزوه در وبلاگ عشق علیه السلام نوشت: 

رئیس محترم اتحادیه پنچرگیران غرب کشور!

با سلام؛ من یک شاعر هستم؛ حدود 40 کتاب شعر و تحقیق ادبی دارم؛ در کتاب‌های درسی دانش آموزان هم نمونه شعر و نثرم چاپ شده.

نامه‌ای که برایتان می‌نویسم به خاطر بیماری یکی از شاعران انقلاب است که از قضا شاعر معاصر هم هست؛ دفترچه بیمه این شاعر که 6 سال است در کما به سر می‌برد تمام شده و ما شاعران مثل شما اتحادیه نداریم.

راستش یک انجمنی داریم به نام شاعران که آنها بیشتر تو کار دستبند سبز هستند و می‌گویند ما اینجییو هستیم گمانم معنی‌اش یک چیزی در مایه سی ان جی یا گاز بی‌بخار یا در همین حدودها باشد؛ لذا هر کاری که مربوط به شاعران باشد و پیگیری داشته باشد و وقت بر باشد آنها کاری نمی‌توانند بکنند.

البته از حق هم نگذریم که آنها هر وقت کسی می‌میرد به مراسم ختمش می‌روند و بلند بلند اعلی الله مقامه می‌گویند.

یک کار دیگر هم می‌کنند که هر سال شب یلدا کرسی می‌گذارند و هندوانه می‌خرند و قلیان می‌آورند و عکسش را در فیس بوک می‌زنند؛ تازه آنها اگر زیاد اصرار کنیم که این وظیفه شماست از شاعران شکایت هم می‌کنند و در فیس بوک به طور اختصاصی فحش هم می‌دهند.

می‌گویند از دست ما همین بر می‌آید؛ لذا عاجزانه از شما خواهش می‌کنیم که بزرگواری کنید و این یک مورد را به خاطر خدا شما انجام بدهید؛ این شاعر بنده خدا از اهالی غرب کشور حدود سرپل ذهاب است و ثواب دارد و جای دوری نمی‌رود؛ بعداً خودمان یک جوری از خجالت شما در می‌آییم.

نوشته شده: یکشنبه 27 بهمن 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

پشت پرده باز نشدن نردبام آتش‌نشانی تهران

قانون در مطلبی طنز نوشت: به رغم تلاش‌های پرسنل زحمتکش آتش‌نشانی، نردبان وقت‌نشناس عزیزان باز نشد و دو نفر با سقوط از ساختمان جان خود را از دست دادند. ما قبلا در ایران تجربه سقوط زیاد داشتیم اما در آن موارد همیشه خلبان متوفی مقصر بود و این مورد جدید که خلبانی در آن وجود ندارد برایمان ناآشناست. معمولا در این جور حوادث مسئولان از هرگونه قصوری مبرا می‌شوند و تقصیرها گردن اشخاصی می‌افتد که دیگر شناسنامه‌شان باطل شده.

با استناد به این فرمول قدیمی احتمالا اینجا هم شهروندان متوفی یک جای کار را اشتباه کرده‌اند. خب وقتی مدام از پایین فریاد می‌زنند نردبان باز نمی‌شود، چرا نرفتند از پله بیایند پایین؟ مثل این می‌ماند که آدم وقتی می‌بیند زنگ خانه خراب است، در هم نزند و شب را در کوچه بخوابد. برای روشن‌تر شدن ماجرا بهتر است یک بار دیگر دیالوگ‌هایی که در محل حادثه رد و بدل شدند را واکاوی کنیم.

- نترسید ما اومدیم... طوری نیست... اصغر اون نردبون درازه رو باز کن که تشریف بیارن پایین... اصغر مگه با تو نیستم؟

- قربان من زیپ شلوارم گیر کرده... فرو رفته تو شیکمم خیلی درد داره... آی... آی‌ی‌ی.
- یهو محکم بکشش پایین آزاد می‌شه... جمشید نردبون درازه رو باز کن.

- قربان باز نمی‌شه. گیر کرده لامصب.
- راست می گی؟... صمد اون انبردست رو بیار نردبون رو درست کن.
- انبردست که شیش ماهه گیر کرده باز نمی‌شه. مگه یارو که سقوط کرده بود توی چاه رو یادتون نیست؟
- خدا رحمتش کنه... همین یه نردبون رو داریم؟

- یه چهارپایه هم صندوق عقبه.
- مسعود برو شلنگ رو بیار ببین می‌شه از همین پایین خاموشش کرد. انگشت شست‌ات رو محکم به خروجی شلنگ فشار بده که فشارش بیشتر بشه.

- آقا من دیروز با شستم کنسرو لوبیا بازکردم مو برداشته.
- ای بابا، خب این که الان از اون بالا می‌افته. تشک بادی رو پهن کنید.

- کجاست قربان؟
- صندوق عقب زیر منقل و راکت بدمینتون‌ها.
- نیستش که... یه زیرانداز هست فقط.
- آخ آخ دیشب تولد بچه بود بردم خونه که از پشت بوم بپریم روش. خب همون زیرانداز رو بیار... نیار نیار افتاد... یک کلمه به آدم نمی‌گن آتیش‌سوزیه که تجهیزات کامل بیاریم با خودمون. من فکرکردم دست بچه توی چرخ گوشت گیر کرده. استارت بزن بریم بابا!

- آقا روشن نمی‌شه... بنزین تموم کردیم.
- برو ببین می‌تونی دو لیتر از خانواده متوفی بگیری. اول تسلیت بگو بعد بگو رئیسم سلام رسوندن گفتن بی‌زحمت اگه بنزین اضافی دارید دو لیتر لطف کنید.
- قربان می‌شه این نردبون خرابه مال من باشه؟ همیشه وقتی می‌خوایم پرده‌های خونه رو نصب کنیم مجبوریم واسه هم قلاب بگیریم.

- حالا تو برو... بهش فکر می‌کنم.

مامور به سمت خانواده متوفی می‌رود. رئیس داخل ماشین دراز می‌کشد و بی‌آنکه متوجه شود ترمزدستی را می‌خواباند. ماشین آتش‌نشانی عقب عقب به سمت جمعیت می‌رود و لحظاتی بعد صدای ناله و شیون از زیر چرخ‌های ماشین به گوش می‌رسد. رئیس پیاده می‌شود و با دیدن آن صحنه عنان اختیار از کف می‌دهد.
- نه... نه... همین الان داشت به من می‌گفت اون نردبون خرابه رو بده به من... خداااااااااااا...

نوشته شده: پنجشنبه 3 بهمن 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

میلاد پیامبر رحمت

بزم دگری در دو جهان پیدا شد

از سوی خدا دو دسته گل اهدا شد

بوی گل صادق و محمد آمد

جشن نبی و عید گل زهرا شد

نوشته شده: شنبه 28 دی 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

گشتم نبود، نگرد نیست

باغ و گندمزار را گشتم ولی پیدا نشد

بعد شالیزار را گشتم ولی پیدا نشد

توی گندمزار و شالیزار که چیزی نبود

لاجرم نیزار را گشتم ولی پیدا نشد

چند ماهی هم سفر کردم اروپا در پیَش

ملک استکبار را گشتم ولی پیدا نشد

یک سری هم من به عبد المالِک ریگی زدم

مخزنُ الاشرار را گشتم ولی پیدا نشد

پیش فرماندار رفتم پاسخ خوبی نداد

میز استاندار را گشتم ولی پیدا نشد

دستمالی تحفه بردم بر مدیران خدوم

پاچه حضار را گشتم ولی پیدا نشد

گرچه می دانستم این کاری است خارج از ادب

جامه دلدار را گشتم ولی پیدا نشد

مدرک خود را درِ کوزه نهادم خیس خورد

حوض و آبشخوار را گشتم ولی پیدا نشد

آدم بی پارتی چون گردکان بر گنبد است

گنبد دوّار را گشتم ولی پیدا نشد

یک رفیق از نوع ناباب آمد و دودی شدم

پاکت سیگار را گشتم ولی پیدا نشد

اِکس ترکاندم که تا راحت شوم، رفتم فضا

ثابت و سیّار را گشتم ولی پیدا نشد

گوشه عزلت گزیدم، زاهد و عارف شدم

سبحه و زنّار را گشتم ولی پیدا نشد

عهد کردم ریش خود را دور دارم از هرَس

قیصر و ستار را گشتم ولی پیدا نشد

راستی کی گفته که جوینده یابنده بوَد؟

من همه اشعار را گشتم ولی پیدا نشد

تو کجایی تا که من دورت بگردم "کار" خوب

دور کار و بار را گشتم ولی پیدا نشد

شاعر: عباس احمدی

نوشته شده: چهارشنبه 25 دی 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد